عملکرد وبلاگ چوک کنگ چگونه بوده است؟
منتظر نظرات ـ انتقادات و پیشنهادات ارزشمند شما می باشیم.
با تشکر
با تشکر
بالاخره سی دی تبلیغاتی شماره2 عالیجناب گلبت که انتظارش را می رفت (درپست نماز تراویح وب چوک کنگ به آن اشاره شد) روانه ی خانه های کنگیان گشت تا بار دگر فخر خود را بدین گونه بر مردم بفروشد و بفهماند که شخص اول قدرت پول وخیر(!) که در شهر بندرکنگ وجود دارد گلبت است وبس
اما محتویات این سی دی می توان بهچند قسمت تقسیم نمود:
1.معرفی خود شخص عالیجناب و بوم مسی بعنوان نماد بندرکنگ 2-نمایش گروه رزیف وزفن در جوار بوم مسی 3-افتتاح مدرسه استثنایی مرحوم یونسی 4-ترانه علی میرشکال در مدح حسنین گلبت 5-کلنگ زنی انبار رویایی وارداتی در اسکله 6-نمایش اهدای سکه های گلبت در همایش دانشجویی 7-نمایش نماز گزاردن گلبت در مسجد رزاق گلبت و طعام دادن مردم 8-مراسم جشن نوروز جمعیت بانوان 9-تبلیغات گلبت
قسمت اول:
تبریک سال نو از زبان نماد مردم بندرکنگ در کنار نماد کنگ!! باری واقعا چه شباهت چشمگیری بین این دو بی مصرف وجود دارد!!!
قسمت دوم
طبق معمول همیشگی و جهت جلب رضای عموم وهدفمندانه, واز آن بابت هدفمند بود که فرصتی برای نمایش گذاشتن مجدد بوم مسی فراهم شد که با تقدیر شهردار تکمیل گشت
قسمت سوم:
افتتاح گشتن مدرسه استثنایی مرحوم یونسی که جناب گلبت زیرکانه آن را به نفع خویش به ثبت رساند وتا حدودی عقده خویش را در مورد عدم نام بردنش در بیانیه یعقوب بحری تلافی نمود
قسمت چهارم:
کبر و خودستایی واز مضحک ترین قسمت این سی دی بود که شاهد ترانه خوانی علی میرشکال در مدح عائله گلبت علی الخصوص حسن وحسین گلبت بودیم
قسمت پنجم:
این قطعه که بخش عظیمی را در برگرفته قی آورترین و در عین حال مسموم ترین تبلیغی که می توان در مورد گمرک گفت می باشد که به دلیل سیاقت از جزییات آن خودداری مینماییم اما نکته جالب آن در سخنان ناخدای موتور لنجش به چشم می خورد که گمرک کنگ فقط با همت آقای گلبت خیر خواه (!) شروع بکار مجدد نموده و دیگر سخنی از آقای حسن کرچی یا شوراها نبود!!! (ادامه دارد)
نوشته شده توسط شیخ
دلا:چکار میکنی رئیس؟
+:مگه نمی بینی؟
دلا:صندلی ها را از کجا آوردی؟
+:خریدم
دلا:برای چی؟
+:واسه مهمونا ناسلامتی انجمن تشکیل دادیم !
دلا:آخه...حالت خوبه ...مگه تو خیالات هم مهمون میاد ؟!
+:مگه تا حالا نیومده؟
دلا:چرا ولی...گیج شدم ...صندلی برای چی ؟!! ...شوخی میکنی نه؟
+:خیلی هم جدی میگم ...مگه نشنیدی فریدون گفته واقعی تر باشیم تا از حقایق نگریزیم!!! تو هم به جای حرف مفت زدن بیا کمک کن صندلی ها را بچین وقت نداریم
احمد:سلام علیکم
+:سلام احمد اقا
احمد :مهمون داریم
دلا:مهمون!
+:قدمش روی چشم
دلا:حالا کیه؟
احمد:آشناست
دلا:کیه؟
احمد: حدس بزن میشناسیش؟
دلا:آشنا!...کودی تلخو نیست؟
احمد:نه بابا
دلا:فریدون چی؟
احمد:نخیر
دلا:زعفرون نیست ؟الهی من دورش بگردم
احمد:برو بابا
دلا:پس کیه کارد ایوب جنگر؟
احمد:هیچکدام نیستش
+:اء اء بس دیگه ... ببینم دلا مگه تو اونایی که نام بردی میشناسی؟
دلا:ها...نه
+:پس چرا میگی؟
دلا:حدس زدم
+:ای خدا ...خدایا ما را بکش از حدسیات این احمق....تو هم احمد همین الان میگی مهمونت کیه یا پرتت کنم بیرون!
احمد:هی.. چرا حالا ناراحت میشی ...کسی نیست قالب ساز میخواد بیاد
+:چی! همون پسره ای که برامون لوگو ساخته؟
دلا:اه اه اه ..مگه پولش رو ندادی؟
+:تا قرون آخر ازم گرفته
دلا:پس چه میخواد؟
+:احمد نگفت چکار داره؟
احمد:یه چیزایی برای خودش میگفت
+:چی میگفت؟
احمد:هیچی ...میگفت دلش میخواد همیشه پیش ما بیاد
+:بیخود کرده مگه خونه ی خالشه!؟
احمد:حالا سخت نگیر
+:سخت نگیرم فرداش طلب عضویت میکنه!
احمد:مگه عیبی داره؟
+:بله که عیب داره ...من حاضرم ابن انجمن و وب را تعطیل کنم ولی این بی سر و پا را اینجا راه ندم
احمد:اما ...اسرارمون رامیدونه
+:اونم یه کاریش می کنم
احمد: اِ اومد
قالب ساز:سلام
+:سلام قالب ساز حال شما؟
قالب ساز:لوگو ساز هستم ممنون
+:حالا هر کی امرتون؟
لوگوساز:جان ...حال شما خوبه
+:بله
لوگوساز:خب ...حال کردی لوگوی رو؟
+:بله دست شما درد نکند ..بفرما اینم دو تومان داشته باش برای اینکه خوشم اومد ازش
لوگوساز:خواهش میکنم ...ما که اینجا هستیم اگه خواستی تغییرش بدی کرتیم
+:اینجا هستید!!؟ مگه قراره دوباره هم بیای اینجا؟
لوگوساز:یعنی دوست ندارید اینجا بیام؟
+:چرا ...راستش ما هم داریم اینجا رو ترک می کنیم می خواهیم این وب رو به کسان دیگر واگذار کنیم ...مگه صندلی ها را ندیدی که می بردیم؟
لوگوساز:حیف شد ...عجب ..کمک لازم ندارید
+:نه خیلی ممنون ... راستی مواظب باش این طرفها پیدات نشه برایت بد میشه خب؟
لوگوساز:نه خیالتون تخت شما که نباشید معنی نداره من بیام اینجا ...خداحافظ
+:خدا نگهدار خوش باش
دلا:بابا تو دیگه کی هستی؟
احمد:واقعا نمیخوای عضو بگیری؟
+:به وقتش میگیریم ناراحت نباش